خرید بک لینک

مناظره منبر و دار

منبر از پشت شيشه مسجد........... چشمش افتاد و ديد چوبه دار

عصبي گشت وغيضي و غضبي................بانگ زد كه اي خيانتكار

توهم از دودمان ما بودي ........... سخت وحشي شدي و وحشتبار

ما سر و كارمان به صلح و صلاح ..... تو به جرم و جنايتـت سرو كار

نرده كعبه حرمتش كم بود ............ كه شدي دار شحنه، شرم بدار

دار بعد از سلام و عرض و ادب .   .........وز گناه ناكرده استغفار

گفت ما نيز خادم شرعيم .................صورت اخيار گير يا اشرار

هركجا پند و بند در ماند .................نوبت دار مي رسد ناچار

منبري را که گيرو دارش نيست .............همه از دور و بر كنند فرار

ليك منبر فرو نميآمد ..................... باز بر مركب ستيزه سوار

دارهم عاقبت ز جا در رفت ........... رو به در تا كه بشنود ديوار

گفت اگر منبر تو منبر بود................ كار مردم نمي كشيد به دار

شهريار

 

 

 

برچسب: نویسنده: سالار صفابخش تاريخ: جمعه 4 مرداد 1392 ساعت: 4:32

صفحه بندی